تبلیغات
هـمـه چـی آنـلایـن - مدرک معادل فوق دیپلم پایان کار من در دانشگاه پیام نور...
 
HAMECHIONLINE.IR



نویسنده سایت : رضا خسروی
   
مطالب اخیر
نویسندگان
برچسبها
بعد از 5 سال هنوزم که هنوزه وقتی میرفتم دانشگاه، استرس داشتم و اضطراب؛ هیچ وقت اوضاع برام عادی نشد که نشد...
توو این سالها چندین بار تصمیم گرفتم تلاشمو مضاعف کنم تا به قول معروف موتورم روشن شه و برم دنبال درس اما هیچوقت از پسش بر نیومدم؛ پاس کردن 12 واحد توو یه ترم برام یه کابوس شده بود!
هیچوقت روانم آروم نبود...
هیچوقت فکرم آزاد نبود...
هیچوقت توو این سالها خودم نبودم که نبودم...

این ترمم چند باری رفتم کلاس اما یه شب که تصمیم گرفتم کتابای دانشگاه رو وا کنم و شروع به خوندن کنم، یه نگاه به صفحه اول کتاب خاطره ای شد که برای همیشه به تاریخ پیوست! دیگه نتونستم...
گفتم هرکی میخواد هرچی بگه، بگه؛ با خودم گفتم بس کن پسر... تمومش کن! خودتو از بین بردی بچه؛ وقتی نمیشه چرا خودتو اینقد عذاب میدی؟
بذا مردم هر چی دلشون میخواد بگن خب. بالاخره بهتر از اینه که درونت همیشه آشوب باشه...

توو تموم این سالها هیچوقت مدرک گرا نبودم؛ همیشه دوس داشتم توو زندگی از راهی که پیش میگیرم بهره کامل رو ببرم؛ دوس داشتم از دانشگاه یه چیزی بفهمم که بدرد خودم و جامعه بخوره؛

کم نبودن کسایی که توو این مدت بهم میگفتن: خب برو یه رشته ساده تر؛ اصن بیا همین پیام نور خضری زودم بهت مدرک میدن!... اما خدا میدونه که هرگز مدرک برام مهم نبوده و نیست...

دیروز بعد از اینکه دیگه دیدم پدرم هیچ مخالفتی با ترک تحصیلم نداره، رفتم کنار جاده تا برم کارو یکسره کنم؛ بغض گلومو گرفته بود و بدجوری هوای گریه داشتم؛
ناراحتیم واسه خودم نبوده و نیست؛
هر پدر و مادری آرزو دارن بچشون درس بخونه و پیشرفت کنه؛ وای که حتی نوشتن این جملاتم برام سخت و دردناکه؛
ناراحتیم بیشتر از هر چیزی فقط به خاطر اونا بود؛ همیشه شرمندشونم(پدرومادرم)؛
ما در قبال جامعه هم مسئولیم؛ دوس داشتم با تحصیلات عالیه به جامعه خودم خدمت کنم اما...
اما خدا بهتر از هر کسی میدونه که نشد...بخدا نشد؛

این چند سال بعد کنکور بدترین سالهای زندگیم بوده و فک نکنم دیگه توو زندگیم هیچوقت اینقد بهم فشار روحی وارد بشه؛ نمیدونم چه مرگم بود نمیدونم...
اما دیروز وقتی رفتم دانشگاه و کارای انصرافمو انجام دادم، پرونده منو که دادن دست چپم! کارنامه های دبیرستانم تووش بود. یه نگاه بهشون کردم؛ گرچه نوبت اول توو پیش دانشگاهی برهان قاین(اونسال اینجا توو خضری پیش تشکیل نشد) معدلم عالی شده بود(حدودآ 19) اما نوبت دوم که نزدیک کنکور بود عجیب افت کرده بودم... معدلی که بدترین معدلم توو دوران مدرسم بود(16)؛ همیشه بار سنگینی رو دوشم حس میکردم؛ فکرم،ذهنم و روانم عجیب آشفته بود؛
اما دیگه همه چیز تموم شد؛ تمومه تموم...

الان دیگه آرومه آرومم...
تنم سالم...(خداروشکر)
روانم سالم...(خداروشکر)
و فکرم آزاد؛


درسته تحصیلات عالیه رو دیگه هیچوقت بهش فکرم نمیکنم اما این روزا مطالعم خیلی بهتر شده و میخوام برنامه ریزی بهتری واسه کارم و زندگیم داشته باشم؛

سعی میکنم از وقتای آزادم بیشتر استفاده کنم تا بتونم توو کارهایی که پیش رومه با دانش و آگاهی بهترین نتیجه رو بگیرم.

این پایان کار من نیست...





نوع مطلب : نـوشـتــه هــای مــن، 
برچسب ها : نوشته رضا خسروی خضری، رضا خسروی فروشگاه آریا، کالای دیجیتال آریا خضری دشت بیاض، عدم گرفتن مدرک پایان راه نیست،


inicjalization...led banner
 
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |Design : ARiA